ترمينولوژى ولايت(قسمت اول)
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
س.ع.دشمن شناس
« قلب من جريحه دار شد » : يعنى به قلبم! يا . . .
« آحاد ملت » : يعنى واحد هاى بسيج و ميليشيا
« دشمن » : يعنى هر کى مخالف من
« مردم امام بزرگوار راحلشون را دوست دارند » : يعنى مردم مجبورند من را دوست داشته باشند .
« رهبرى » : يعنى مقام عظماى خودم
« سيلى خورده ها » : يعنى نهضت آزادى
« تو دهنى خورده ها » : يعنى ملى مذهبى ها
« گردن کلفت ها » : بهزاد نبوى و آرمين و محمدرضا خاتمى
« اصلح » : همين آقاى ناطق خودمان
« من بايد نصيحت بکنم » : اگر با زبان خوش سر جايتان نشينيد ، هر چى ديديد از چشم خودتان ديديد
« آرمان هاى امام » : خط خودم
« ليبرال ها » : کارگزاران مجلس پنجم
« بازى خورده ها » : کروبى و دوستان
« به حمد الله ذره اى تکبر در من نيست » : هر چى «نوش نامه» به من بنويسيد بى فايده است
« اطلاعاتى که به من ميرسد ، از شما نمايندگان مجلس خيلى بيشتر است » : من کارم درسته ، خودم سازمان اطلاعات دارم
« احساس تکليف » : کودتاى من
« حکم حکومتى » : وتوى من
« دستور حکومتى » : يک جورى خودتان اقدام کنيد، به من چه
« نامه حکومتى » : به اين نامه عمل نکنيد ، هر چى که پشت تلفن گفتم اون درسته!
« نظر آقايان را تامين کنيد » : حال آقايان را بگيريد
« انتخابات پرشور » : دست بردن در آمار کامپيوتر هاى شوراى نگهبان عزيزمان
« خواص » : همين دوستان مخلص خودمان
« مسوولين نوکر و خدمتگزار مردمند » : به مسوولين نهاد هاى انتخابى امر ميکنيم که نوکر و خدمتگزار مردم باشند.
« عوام » : ملت عزيزمون که يا غافلند يا دشمن را خوب نميشناسند يا بازيچه شده اند خودشان خبر ندارند. ما پس چه کاره ايم؟
« گلايه مسوولين دستگاه ها» : بريد کشکتون رو بسابيد ! رهبرى اينجا به فضل پروردگار بيدار است. حال تان را هم ميگيرد.