آخرين آزمون خاتمى
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امير ناقد
با تعطيل شدن تبلور جمهوريت نظام که همانا تشکيل مجلس فرمايشى باشد ، همگان کنجکاو شده اند که از سرنوشت سياسى خاتمى آگاه شوند. به قول نويسنده سرمقاله روزنامه شرق « خط قرمز خاتمى کجا است » و اين سوالى مهم است که اکنون گرچه اهميتى براى جنبش اصلاحات ندارد، ليکن سرفصلى براى پيگيرى مطالبات از سياست مدارانى است که با شعار «شفافيت» و «پاسخگويى» و «در طبق اخلاص قرار دادن آبرو به عنوان تنها سرمايه» به ميدان آمدند. گمان بر اين است که در شرايط موجود ماندن خاتمى تنها به خاطر حفظ و صيانت از صندوق هاى راى براى نشان دادن نظرات واقعى مردم به حاکميت و جلوگيرى از هر گونه تقلب احتمالى باشد. دليلى که به حد کافى عقلايى است. ليکن اگر جريان انتخابات به خوبى و خوشى پيش رفته و بدون مشکل حضور ضعيف احتمالى مردم بتواند به جهان گزارش شود ( که در همين موضوع هم ترديدهاى زيادى وجود دارد و به ظن قوى جناح استبداد خود را براى ماجراجويى ها و دبه در آوردن هاى بعدى آماده کرده و قصد دارد حضور کم رنگ مردم را ساخته و پرداخته تيم خاتمى قرار دهد ، اتفاقاتى که کشور را درگير بازى هميشگى بحران و حکم حکومتى خواهد کرد و هدف آن لوث کردن شکست استبداد در انتخابات و کسب وجهه براى رهبر و نهايتا ايجاد بازى هاى ساختگى براى تشکيل مجلس يکدست و نيز تصفيه کل ساختار وزارت کشور و کل استاندارى ها به عنوان اولين اقدام مجلس هفتم خواهد بود ) وظيفه خاتمى عملا انجام شده و او تسليم بدون قيد و شرط شرايط بوده و وجود ايشان در درون حاکميت کاملا بلا موضوع خواهد بود. خاتمى به جمهورى اسلامى وفادار بوده ، صيانت از قانون اساسى جمهورى اسلامى را سوگند خورده است، در اين صورت با کودتاى سفيد جناح استبداد، جمهورى اسلاميى ديگر وجود نخواهد داشت که « فرزند فاضل و با تقوا و متعهد امام » بخواهد براى آن دلسوزى نمايد . در صورت اصرار به ماندن بعد از انتخابات ، ،اين اقدام آقاى خاتمى مستوجب هرگونه سرزنش و او سزاوار لقب خيانتکار خواهد بود.