ابلها مردا! عدوى تو نيستم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهاره اميدى
ميگويم مرگ بر استبداد و نميگويم مرگ بر مستبد. ميگويم مرگ بر ديكتاتوري و نميگويم مرگ بر ديكتاتور چرا كه وقتي يك ديكتاتور برود ديكتاتور ديگري ميآيد. چرا كه ايران پر از ديكتاتور و ديكتاتورپرست است.
آقاي خامنهاى، شما مطابق قانون اساسي رهبر ايران هستيد و اين را كسي نميتواند منكر شود. اما در جايي قرار گرفتهايد كه با قدرت فراواني كه دارد فقط جاي يك ديكتاتور است. اين اصلا مهم نيست كه خود بخواهيد يا نخواهيد. حرف من را قبول داشته باشيد يا نداشته باشيد. آقاي خامنهاي شما يك ديكتاتوريد.
اين مقدمه از آن جهت لازم آمد كه صراحتا گفته باشم كه با قدرت مطلق العناني كه در دست يك نفر – شما باشيد يا ديگري – باشد سخت مخالفم و در اين مقوله به ناگزير منتقد قانون اساسي.
آقاي خامنهاى، آن چه در چند روز گذشته بين شما و دولت و مجلس و شوراي نگهبان گذشت با سخنان تند شما در حمايت از شوراي نگهبان گردن نازك خاتمه پيدا كرد. شما مثل هميشه بدون توجه به آن چه ملت ميخواهد بالاي منبر رفتيد و هر آن چه خواستيد گفتيد و محكوم كرديد و خيانتكار خوانديد و لابد قند توي دلتان آب شد كه سيل جمعيت هر چه ميگوييد تاييد ميكند و حتي گريه نيز. شما حكم حكومتي داديد. اي كاش اين حكم را روزي ميداديد كه داشتند قانون تصويب ميكردند كه دشنام دادن به شما زندان و جريمه دارد. شما گفتيد نوكر مردم هستيد - كه سخن درستي است و من نيز خود را جز اين نميدانم – اي كاش نوكر همهي مردم بوديد. اي كاش نوكر همانهايي بوديد كه به شما دشنام ميدادند. اي كاش از مولا ياد ميگرفتيد و به چهرهي چاپلوسان خاك ميپاشيديد. من بسيار در عجبم چه طور به خود اجازه ميدهيد ساكت بنشينيد تا شما را به مولا تشبيه كنند؟ شرم باد برشما.
حالا كه قرار است شما وارث خونهاي بسياري باشيد كه در اين راه ريخته شده است، حالا كه قرار است نمايندگان مجلس از پيش تعيين شده باشند و مثل بچههاي خوب بروند روي صندليهاي قرمز بنشينند و پول بيتالمال را بلمبانند و چشم و گوششان به شما و اعوان و انصار شما باشد و فقط سر تكان دهند و تاييد كنند مطمئن باشيد كه ديگر در انتخابات شركت نميكنم. من بر خلاف مطالب قبليام صراحتا اعلام ميكنم كه انتخابات را تحريم ميكنم.
پارسال دست دختركانم را گرفتم بردم تا مراسم روز ملي مملكتشان را ببينند. امسال حتي همين كار را هم نميكنم. شما به ما داريد درس نفرت ميدهيد. شما داريد ما را روز به روز از خودتان دور ميكنيد. شما داريد ما را به كارهايي وادار ميكنيد كه دوست نداريم. شما بسيار در اشتباهيد كه ميپنداريد با فراخوان شما مردم فهيم به صحنه خواهند آمد. شما مدتهاست راه خود را از مردم جدا كردهايد و متاسفانه مردم نيز جز اين نكردهاند. اين شكاف بالاخره روزي گريبانتان را خواهد گرفت. يا شما را از اريكهي قدرت به زير ميكشد و يا مجبورتان ميكند از حرفهايتان دست برداريد. اي كاش دوست و دشمنتان را خوب ميشناختيد. اي كاش ميدانستيد هر آن كس كه زبان تندي دارد لاجرم دشمن شما نيست. اي كاش ميدانستيد كارها جز با انتقاد درست نميشود. اي كاش ميدانستيد كه قدرت مطلق فساد ميآورد. اي كاش ميدانستيد براي اين كه شبيه مولا شويد سادهزيستي كافي نيست. اي كاش ميدانستيد من دشمن شما نيستم.
اين يك هجو نامه نبود. من اسمش را ميگذارم غزل. و براي اين كه سخن به گزاف نگفته باشم آن را با كلام شاملوي بزرگ به پايان ميبرم.
چنان زيبايم من
كه الله اكبر وصفي است ناگزير
كه تو از من ميكني
ابلها مردا
عدوي تو نيستم،
انكار توام.