انتخابات
ــــــــــــــــــــــ
نيما قديمى
پزشکاى شهر ما دو دسته اند. يک دسته قبل از هر تجويز دارو کلى عکس و آزمايش برات مينويسند، با انواع و اقسام اسکوپى ها. بعد هم به چندتا پزشک متخصص ديگه معرفيت ميکنند. دست آخر هم ميگند از اعصابته، برو و کمتر فکر کن! يه دسته ديگه هم هنوز پاتو تو مطب نگذاشته چندتا مسکن و آنتيبيوتيک برات نوشته اند. اگه خيلى هم بى تابى کنى چندتا آرام بخش هم اضافه ميکنند. البته در مورد هر دو دسته يک نکته مشترک وجود داره و اونهم پول خون باباشون که بايد اول بدى!
اگه پيش گروه اول رفته باشى بايد تا وقتى که دکتر علت بيماريت رو تشخيص ميدند از درد به خودت بپيچى. حتى اگه زبانم لال، خداى نکرده يه دارويى هم برات تجويز کنند؛ هيچ داروخانه اى اونو بهت نميده مگه اينکه نسخه گروه دوم رو داشته باشى!! گروه دوم هم که به هيچ صراطى مستقيم نيست. مسکن ميده و ميگه برو کارى هم به درمان ريشه اى بيماريت نداره. نه اينکه خداى نکرده سوء نيتى داشته باشه؛ ميگه اينقدر مريض هست که من وقت سر خاروندن هم ندارم، برو بزار به کارم برسم.
تو اين شرايط اگه مريض شدى که حتما هم هستى و خودت خبر ندارى، اگه پول و پله درست و حسابى داشته باشى يا با داروخانه چيها ميريزى رو هم يا از خير اين شهر ميگذرى و ميرى خارج. اونجاهم پس از درمان و مداوا بر نميگردى به شهر خودت بلکه يه NGO راه ميندازى و از کليه سازمانها و نهادهاى بين المللى ميخواهى که به ظلمى که در شهرتون به بيمارا ميشه توجه کنند. بعدش باز اگه هنوز پولى داشتيد يه تلويزيون ۲۴ ساعته ميزنيد و به همه بيماراى شهرتون سفارش ميکنيد مبادا بريد دکتر! اين دکترا اصلا چيزى حاليشون نميشه. لطفا بميريد تا ما بتونيم توجه سازمانهاى حمايت از حقوق بيماران را به وضعيت اسفناک شما جلب کنيم!! البته اگه ميتونيد نميريد تا ما بياييم چون تو اين مدت خودمون پزشکى خونديم و خودمون مياييم درمانتون ميکنيم.
اگه پول هم ندارى که بيخود کردى مريض شدى برو بمير.
پانويس: خوش به حال افسانه نوروزى که مجبور بود بين سنگسار و اعدام يکى رو انتخاب کنه. ما بد بختا که بايد بين مردن تدريجى يا خودکشى يا مردن به زبون خوش يکى رو «انتخابات» کنيم! لا اقل بيشترشون کنيد زودتر به کارامون برسيم.